تعریف فرهنگ لغت از یک طوفان کامل این است: «ترکیبی نادر از شرایط فردی که در کنار هم نتیجهای بالقوه فاجعهبار ایجاد میکنند». حال، این جمله هر روز در صنعت بستها مطرح میشود، بنابراین ما در مجله Fastener + Fixing فکر کردیم که باید بررسی کنیم که آیا این جمله منطقی است یا خیر.
البته، پسزمینه، همهگیری ویروس کرونا و هر آنچه که با آن همراه است، میباشد. از جنبه مثبت، تقاضا در اکثر صنایع حداقل در حال رشد است و در بسیاری از موارد به سطوح تقریباً بیسابقهای رسیده است، زیرا اکثر اقتصادها از محدودیتهای کووید-۱۹ بهبود مییابند. باشد که این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد و اقتصادهایی که هنوز به شدت از ویروس آسیب دیدهاند، شروع به صعود از منحنی بهبود کنند.
جایی که همه اینها شروع به آشکار شدن میکنند، سمت عرضه است که تقریباً در هر صنعت تولیدی، از جمله بستها، صدق میکند. از کجا باید شروع کرد؟ مواد اولیه فولادسازی؛ در دسترس بودن و هزینه هر درجه از فولاد و بسیاری از فلزات دیگر؟ در دسترس بودن و هزینه حمل و نقل کانتینری جهانی؟ در دسترس بودن نیروی کار؟ اقدامات ریاضتی تجاری؟
ظرفیت جهانی فولاد به سادگی با افزایش تقاضا همگام نیست. به استثنای چین، زمانی که کووید-۱۹ برای اولین بار شیوع پیدا کرد، ظرفیت فولاد باید در بازگشت به چرخه تولید پس از تعطیلیهای گسترده، کند بوده باشد. اگرچه سوالاتی در مورد اینکه آیا صنعت فولاد برای افزایش قیمتها عقبنشینی میکند یا خیر، وجود دارد، شکی نیست که دلایل ساختاری برای این تأخیر وجود دارد. خاموش کردن کوره بلند پیچیده است و راهاندازی مجدد آن به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد.
این همچنین پیشنیاز تقاضای کافی برای حفظ فرآیند تولید ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته است. در واقع، تولید فولاد خام جهان در سه ماهه اول سال ۲۰۲۱ به ۴۸۷ تن متریک افزایش یافت که حدود ۱۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۰ است، در حالی که تولید در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ تقریباً بدون تغییر نسبت به مدت مشابه سال گذشته بوده است. بنابراین، رشد واقعی تولید وجود دارد. با این حال، این رشد ناهموار بوده است. تولید در آسیا در سه ماهه اول سال ۲۰۲۱، ۱۳ درصد رشد داشت که عمدتاً مربوط به چین بود. تولید اتحادیه اروپا نسبت به سال گذشته ۳.۷ درصد افزایش یافت، اما تولید آمریکای شمالی بیش از ۵ درصد کاهش یافت. با این حال، تقاضای جهانی همچنان از عرضه پیشی میگیرد و به همراه آن افزایش قیمت نیز وجود دارد. حتی از بسیاری جهات، زمان تحویل در ابتدا بیش از چهار برابر طولانیتر بود و اکنون، در صورت وجود موجودی، بسیار فراتر از آن است.
با افزایش تولید فولاد، هزینه مواد اولیه به بالاترین حد خود رسیده است. در زمان نگارش این مطلب، هزینههای سنگ آهن از رکورد سال ۲۰۱۱ فراتر رفته و به ۲۰۰ دلار در هر تن افزایش یافته است. هزینههای زغال سنگ کک شو و هزینههای فولاد قراضه نیز افزایش یافته است.
بسیاری از کارخانههای تولید بست در سراسر جهان به سادگی از پذیرش سفارش به هر قیمتی، حتی از مشتریان بزرگ و معمولی، خودداری میکنند، زیرا نمیتوانند سیمها را ایمن نگه دارند. زمانهای تولید ذکر شده در آسیا معمولاً در صورت پذیرش سفارش ۸ تا ۱۰ ماه است، اگرچه نمونههایی از بیش از یک سال نیز شنیدهایم.
یکی دیگر از عواملی که به طور فزایندهای گزارش میشود، کمبود کارکنان تولید است. در برخی کشورها، این نتیجه شیوع و/یا محدودیتهای مداوم ویروس کرونا است و هند تقریباً مطمئناً بیشترین آسیب را دیده است. با این حال، حتی در کشورهایی با سطح عفونت بسیار پایین، مانند تایوان، کارخانهها قادر به استخدام نیروی کار کافی، ماهر یا غیره، برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد نیستند. صحبت از تایوان شد، هر کسی که اخبار مربوط به کمبود جهانی نیمههادیها را دنبال میکند، میداند که این کشور در حال حاضر از خشکسالی بیسابقهای رنج میبرد که کل بخش تولید را تحت تأثیر قرار داده است.
دو پیامد اجتنابناپذیر است. تولیدکنندگان و توزیعکنندگان بستها به سادگی نمیتوانند سطوح بالای تورم فعلی را تحمل کنند - اگر بخواهند به عنوان یک کسب و کار ادامه دهند - باید افزایش هزینههای هنگفتی را متحمل شوند. کمبودهای پراکنده انواع خاصی از بستها در زنجیره تأمین توزیع اکنون رایج است. یک عمدهفروش اخیراً بیش از ۴۰ کانتینر پیچ دریافت کرده است - بیش از دو سوم آنها سفارش معوق داشتهاند و پیشبینی زمان دریافت موجودی بیشتر غیرممکن است.
البته، صنعت حمل و نقل جهانی نیز وجود دارد که شش ماه است با کمبود شدید کانتینر مواجه است. بهبود سریع چین از بیماری همهگیر، بحران را برانگیخت که با افزایش تقاضا در اوج فصل کریسمس تشدید شد. سپس ویروس کرونا بر جابجایی کانتینرها، به ویژه در آمریکای شمالی، تأثیر گذاشت و بازگشت جعبهها به مبدا را کند کرد. تا اوایل سال 2021، نرخ حمل و نقل دو برابر شده بود - در برخی موارد شش برابر سال قبل. تا اوایل ماه مارس، عرضه کانتینر کمی بهبود یافته و نرخ حمل و نقل کاهش یافته بود.
تا ۲۳ مارس، یک کشتی کانتینری ۴۰۰ متری به مدت شش روز در کانال سوئز ماند. این مدت ممکن است چندان طولانی به نظر نرسد، اما میتواند تا نه ماه طول بکشد تا صنعت حمل و نقل کانتینری جهانی به طور کامل به حالت عادی برگردد. کشتیهای کانتینری بسیار بزرگی که اکنون در بیشتر مسیرها تردد میکنند، اگرچه برای صرفهجویی در سوخت کند شدهاند، اما ممکن است فقط چهار «چرخه» کامل در سال را تکمیل کنند. بنابراین تأخیر شش روزه، همراه با ازدحام اجتنابناپذیر بندر که با آن همراه است، همه چیز را از تعادل خارج میکند. کشتیها و جعبهها اکنون در جای نامناسبی قرار دارند.
اوایل امسال، اعتراضاتی علیه محدود کردن ظرفیت صنعت کشتیرانی برای افزایش نرخ حمل بار صورت گرفت. شاید همینطور باشد. با این حال، آخرین گزارش نشان میدهد که کمتر از ۱٪ از ناوگان کانتینری جهان در حال حاضر بیکار است. کشتیهای جدید و بزرگتر سفارش داده میشوند - اما تا سال ۲۰۲۳ به بهرهبرداری نخواهند رسید. در دسترس بودن کشتی آنقدر حیاتی است که طبق گزارشها، این خطوط کشتیرانی، کشتیهای کانتینری ساحلی کوچکتر را به مسیرهای دریایی عمیق منتقل میکنند و دلیل خوبی وجود دارد - اگر Ever Given کافی نباشد - که مطمئن شوید کانتینرهای شما بیمه شدهاند.
در نتیجه، نرخ حمل و نقل در حال افزایش است و نشانههایی از عبور از اوج فوریه را نشان میدهد. باز هم، آنچه مهم است، موجودی است - و این مهم نیست. البته، در مسیر آسیا به اروپای شمالی، به واردکنندگان گفته شده است که تا ژوئن هیچ جای خالی وجود نخواهد داشت. این سفر فقط به این دلیل لغو شد که کشتی در موقعیت مناسب نبود. کانتینرهای جدید، که به دلیل فولاد دو برابر هزینه دارند، در حال حاضر در حال سرویسدهی هستند. با این حال، ازدحام بندر و بازگشت کند کانتینرها همچنان یک نگرانی عمده است. نگرانی اکنون این است که فصل اوج دور نیست. مصرفکنندگان آمریکایی از طرح بهبود رئیس جمهور بایدن، رونق اقتصادی دریافت کردهاند. و در اکثر اقتصادها، مصرفکنندگان در پساندازهای خود غرق شدهاند و مشتاق خرج کردن هستند.
آیا ما به پیامدهای نظارتی اشاره کردیم؟ رئیس جمهور ترامپ تعرفههای «بخش ۳۰۱» ایالات متحده را بر بستها و سایر محصولات وارداتی از چین وضع کرده است. جو بایدن، رئیس جمهور جدید، تاکنون تصمیم گرفته است که تعرفهها را علیرغم حکم بعدی سازمان تجارت جهانی مبنی بر نقض قوانین تجارت جهانی توسط این تعرفهها، حفظ کند. همه راهکارهای تجاری، بازارها را مختل میکنند - این کاری است که برای انجام آن طراحی شدهاند، هرچند اغلب با عواقب ناخواستهای همراه است. این تعرفهها منجر به تغییر مسیر سفارشات بزرگ بستهای ایالات متحده از چین به سایر منابع آسیایی، از جمله ویتنام و تایوان، شده است.
در دسامبر ۲۰۲۰، کمیسیون اروپا رویههای ضد دامپینگ را در مورد بستهای وارداتی از چین آغاز کرد. این مجله نمیتواند در مورد یافتههای کمیته پیشداوری کند - «پیشافشا»ی اقدامات موقت آن در ماه ژوئن منتشر خواهد شد. با این حال، وجود تحقیقات به این معنی است که واردکنندگان به خوبی از سطح تعرفه قبلی ۸۵ درصدی برای بستها آگاه هستند و از ثبت سفارش از کارخانههای چینی که ممکن است پس از ماه ژوئیه، زمانی که قرار است اقدامات موقت اجرا شود، برسند، میترسند. در مقابل، کارخانههای چینی از ترس اینکه در صورت اعمال اقدامات ضد دامپینگ، سفارشهایشان لغو شود، از پذیرش سفارشها خودداری کردند.
با توجه به اینکه واردکنندگان آمریکایی در حال حاضر ظرفیت سایر نقاط آسیا را جذب میکنند، جایی که تامین فولاد بسیار حیاتی است، واردکنندگان اروپایی گزینههای بسیار محدودی دارند. مشکل این است که محدودیتهای سفر ناشی از ویروس کرونا، ممیزیهای فیزیکی تامینکنندگان جدید را برای ارزیابی کیفیت و قابلیتهای تولید تقریباً غیرممکن کرده است.
سپس در اروپا سفارش دهید. خیلی آسان نیست. طبق گزارشها، ظرفیت تولید بستهای اروپایی بیش از حد است و تقریباً هیچ ماده اولیه اضافی در دسترس نیست. قوانین حفاظتی فولاد که محدودیتهای سهمیهای برای واردات سیم و میله تعیین میکنند، انعطافپذیری در تهیه سیم از خارج از اتحادیه اروپا را نیز محدود میکنند. ما شنیدهایم که زمان تحویل برای کارخانههای بست اروپایی (با فرض اینکه آماده پذیرش سفارش باشند) بین ۵ تا ۶ ماه است.
دو ایده را خلاصه کنید. اول از همه، صرف نظر از قانونی بودن اقدامات ضد دامپینگ علیه بستهای چینی، زمانبندی بدتر نخواهد بود. اگر تعرفههای بالا مانند سال ۲۰۰۸ اعمال شود، عواقب آن به طور جدی بر صنعت مصرف بستهای اروپایی تأثیر خواهد گذاشت. ایده دیگر این است که به سادگی در مورد اهمیت واقعی بستها تأمل کنیم. نه فقط برای کسانی که در این صنعت عاشق این ریزمهندسیها هستند، بلکه برای همه کسانی که در صنعت مصرفکننده هستند و - جرات میکنیم بگوییم - اغلب آنها را دست کم میگیرند و بدیهی میدانند. بستها به ندرت یک درصد از ارزش یک محصول یا سازه نهایی را تشکیل میدهند. اما اگر آنها وجود نداشتند، محصول یا سازه به سادگی قابل انجام نبود. واقعیت برای هر مصرفکننده بست در حال حاضر این است که تداوم عرضه، هزینهها را تحت الشعاع قرار میدهد و پذیرش قیمتهای بالاتر بسیار بهتر از توقف تولید است.
خب، طوفان تمامعیار؟ رسانهها اغلب متهم به اغراق میشوند. در این مورد، اگر بخواهیم حدس بزنیم، احتمالاً متهم به دستکم گرفتن واقعیت خواهیم شد.
ویل در سال ۲۰۰۷ به مجله Fastener + Fixing پیوست و ۱۴ سال گذشته را صرف تجربه تمام جنبههای صنعت بستها کرده است - مصاحبه با چهرههای کلیدی صنعت و بازدید از شرکتها و نمایشگاههای پیشرو در سراسر جهان.
ویل استراتژی محتوا را برای همه پلتفرمها مدیریت میکند و حافظ استانداردهای بالای ویراستاری مجله است.
زمان ارسال: ۱۹ ژانویه ۲۰۲۲





